25 دلیل عجیب مردم برای سفر و گردشگری

25 دلیل عجیب مردم برای سفر و گردشگری
دلایل عجیبی که بعضی را به سفر وامی‌دارد!

سایت گردشگری tripoto طبق نظرسنجی به‌دست آمده از کاربران خود، فهرست 25تایی از عجیب‌ترین و گاه احمقانه‌ترین دلایل سفر مردم را به‌دست آورده است. در این مقاله، برخی از دلایل عجیب، بامزه و یا احمقانه مردم برای سفر را همراه با نقل‌قول‌های همین افراد می‌خوانیم:

  1. او موزیسین است، اما فقط وقتی بیرون از خانه باشد می‌تواند موزیسن باشد!

«من عاشق نوازندگی و آوازخواندن در کنار جاده هستم، چون نمی‌توانم سبک مورد علاقه‌ام را در خانه اجرا کنم»

 

  1. کسی‌که به مهمترین مسئله در مورد سفر اشاره می‌کند:

«من می‌خواهم شلوار جین و کفش‌های اسپورتم را بپوشم. در محل کار نمی‌توانم آنها را بپوشم»

  1. حتی صندلی کار او هم متوجه موضوع شده است:

میز و صندلی محل کار من خسته شده‌اند و به استراحت احتیاج دارند.

  1. این مسافر از مسائل دنیای واقعی صحبت می‌کند:

«می‌خواهم لباس‌های مورد علاقه‌ام را قبل از اینکه پیر بشوم و تناسب اندامم به‌هم بریزد، بپوشم»

عکس-2.jpg

  1. او از فیلم «در طبیعت وحشی» الهام گرفته است:

«من می‌خواهم به بلندای کوه‌ها صعود بکنم، آن بالا بنشینم و کتاب جدیدم را بخوانم»

  1. این گردشگر از اختلال «فومو» و ترس از دست دادن تکنولوژی رنج می‌برد:

«من یک مموری کارت 64گیگی خریده‌ام و باید از آن استفاده کنم. مسافرت و عکس گرفتن از مناظر مختلف، روش بسیار خوبی براین پر کردن آن است»

عکس-3.jpg

  1. سفرهای او نتیجه ازدواجش است:

«من عشقم را در صبحگاه سفرهایم ثابت می‌کنم»

  1. او معقتد است که باید سرنوشتش را خودش بنویسد:

«طالع‌بینی من می‌گوید که سفر جایی در زندگی من ندارد؛ و من می‌خواهم ثابت کنم که این حکم غلط است»

  1. گردشگری که به‌دنبال عشق است اما به سبک فیلم‌های بالیوود:

«بالیوود من را متقاعد کرده که عشق واقعی فقط در سفر به‌دست می‌آید»

4.jpg

  1. دلیل این کاربر، بسیار قابل درک است:

«من به یک سفر دیگر احتیاج دارم تا همه خستگی که سفر قبلی برایم داشت را از تنم خارج کند»

  1. او موتورسوار صخره‌هاست:

«من بر پشت موتور رویایی‌ام، سلطنت می‌کنم»

5.jpg

  1. شما می‌توانید ماجراهای خودتان را هرزمان که می‌خواهید به اشتراک بگذارید!

«من سفرنامه‌هایم را در اکانت لست‌سکند خودم می‌نویسم»

او به‌دنبال تجربه‌های فرهنگی است:

«خیلی وقت است که با افراد محلی هم‌صحبت نشده‌ام»

  1. او مشکلات یک کتابدار را مطرح می‎کند:

«کتاب‌های من به بوکمارک‌های جدید احتیاج دارند. به همه جای دنیا سفر می‌کنم تا بوک‌مارک‌های جدید به‌دست بیاورم»

  1. مسافری که با یک جمله دل ما را برد:

«غذا در طبیعت خوشمزه‌تر است»

عکس-5.jpg

  1. کسی‌که از تجربه‌های تکراری خسته شده است:

«من همه فروشگاه‌های مسیر کارم را حفظم. به مسیری جدید برای دیدن فروشگاه‌هایی جدید احتیاج دارم»

  1. یک همیشه مسافر که دلیل بامزه اما خرافی دارد:

«مادرم گفته اگر سفر نکنم ممکن است دُم دربیاورم»

  1. کسی‌که احتمالاً غذاهای خانگی را دوست ندارد:

«من خانه را ترک می‌کنم تا تغییر را تجربه کنم»

عکس-6.jpg

احتمالاً او تنها دانشجوی کلاس است:

«حضور من در کلاس خیلی طولانی شده است؛ احتیاج به دوری از درس و دانشگاه دارم»

  1. وقتی او زیادی بامزه می‌شود:

«سیستم خنک کننده خانه من شکسته و من به مکان‌های خنک‌تر مسافرت می‌کنم»

  1. کسی‌که سگش را بیشتر از هرچیز و هرکسی در دنیا دوست دارد:

«سگ من به غذاهای اروپایی علاقه دارد، برای همین باید به کشورهای اروپایی سفر کنم»

  1. کوه‌ها تو را فرا می‌خوانند:

«از نفس کشیدن در هوای تکراری خسته شده‌ام»

  1. خب، او کار سختی در پیش دارد:

«می‌خواهم هر حس و حالی که دارم، در محلی متناسب با همان حس و حالم حضور داشته باشم»

  1. فقط کوله‌پشتی‌ات را آتش بزن:

«یک عنکبوت در کوله‌پشتی من زندگی می‌کند. هیچکس نمی‌تواند به آن غلبه کند»

 

منبع: tripoto